العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
158
شرح كشف المراد ( فارسى )
مرحوم خواجه و علّامه از حلول همان معناى اول است كه مشهور هم همان است . ( 7 - خداوند با غير خود متحد نمىشود ) هفتم از صفات سلبيه آنست كه : وجوب وجود مقتضى است كه ذات حق با هيچ شيئى ديگرى متّحد نشود و قول به وحدت وجود به معنائى كه در ميان جهله صوفيه رايج است باطل مىباشد و دليل بر ابطال اتحاد عبارتست از دو امر : 1 - قبلا ثابت شد كه خداوند واجب الوجود لذاته است حال مىگوئيم : چون واجب الوجود است پس ذات حق واحد است و متعدد نيست و شريكى ندارد و واجب الوجود ديگرى در عالم نيست و لذا اگر خداوند با غير خود از اشياء متحد شود و قابل حمل باشد كه بگوئيم اين همان است الّا و لا بد آن غير بايد يك موجود ممكن الوجودى باشد آنگاه اگر خدا با ممكن يكى شود لازم مىآيد كه لوازم و احكام ممكنات براى ذات حق هم ثابت باشد و بالعكس يعنى احكام واجب الوجود براى اين ممكن ثابت گردد و حال آنكه لازم به هر دو قسمش باطل است پس ملزوم هم باطل است ، بيان ملازمه : چون دو چيز وقتى با هم متحد شدند احكام و لوازم يكديگر را مىپذيرند ، بيان ابطال لازم : يكى از لوازم لا ينفك ممكن الوجود امكان ذاتى او است كه لازمهء ذات ممكنات است و يكى از لوازم لا ينفك واجب الوجود وجوب ذاتى او است آنگاه محال است كه واجب الوجود لذاته به صفت امكان متصف گردد كما اينكه محال است ممكن بالذات به صفت وجوب ذاتى متصف گردد و گرنه يلزم انقلاب در ماهيت ، پس ملزوم هم باطل است يعنى اتحاد قابل قبول نيست . 2 - اگر خداوند با غير خود متحد و يكى شوند يا اينست كه بعد از